کتابستان

دانلود کتاب شاه سیاه پوش اثری از هوشنگ گلشیری

هوشنگ گلشیری . گلشیری به سال ۱۳۱۶ در اصفهان به دنیا آمد. در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکل‌گیری شخصیت خود بسیار موثر می‌دانست. در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. گلشیری کار ادبی را با جمع‌آوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر می‌سرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابر این سرودن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت.

وی بعد از مدتی همراه با تعدادی از نویسندگان نواندیش جلسات یا حلقهٔ ادبی جُنگ اصفهان را پایه‌گذاری کرد.

سرانجام گلشیری در سن ۶۱ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری مننژیت که نخستین نشانه‌های آن از پاییز ۱۳۷۸ خورشیدی پدیدار شده بود در بیمارستان ایران‌مهر درگذشت. او را در امامزاده طاهر شهر کرج به خاک سپردند.
باز امروز که چشم باز کرد دید که مادر فرخنده نگاهش میکند به خیره یا مثلا از یک چشم همانطور که آدم ها می بینند.بلکه از خلال دو چشم ماتی که در عکس از او مانده بود،با آن رنگ تاسیده ای که در عکس سیاه و سفید بار ها چاپ شده است.موهاش پریشان بود و نگاهش می کرد.گفته بود:"آخر یعنی چه؟"
سال ها پیش بود،وقتی فرخنده پنج شش سالش بود و حالا پانزده شانزده سالی است که اینجا روی میز آرایش هست.پدر بزرگ هم که مرد عکسش را به گوشه پایی آینه بند کرد.برادرش هم که گم شد عکسش به آنجا اضافه شد.بالای آینه گوشه چپ است.خوبی عکس پدربزرگ اینست که نگاهش نمیکرد.گر چه در عکس چشم دارد.پدر بزرگ وقتی مرد کور بود،با عینک دودی.چشم هایش،آنچه در عکس هست،چیزی نمیگوید.
پشت به عکس ها کرد و گفت:قبرستان درست کرده است
شاه سیاه‌پوشان داستان کوتاهی که به هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی، منسوب است.

این داستان به صورت غیر رسمی انتشار یافته‌است و به دلیل مسائل امنیتی در اکثر نسخه‌های آن نوشته شده‌است: منسوب به گلشیری.[نیازمند منبع]

شاه سیاه پوشان روایت چند ماه از زندانی شدن یک نویسنده در دست عناصر اطلاعاتی است. در همان مدت راوی یا نویسندۀ روشنفکر داستان با در هم آمیختن روایتهای کهن ایرانی به بیان درد و رنج و تباهی چریک‌ها و مبارزان سیاسی می‌پردازد.

یکی از عالی‌ترین و درخشان‌ترین صحنه‌های داستان[نیازمند منبع] زمانی است که یکی از توابین چگونگی شلیک تیر خلاص به همسر سابقش را شرح می‌دهد.

این داستان در سال ۱۳۶۶ انتشار یافته و به نوعی شرح حال زندگی روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهه‌های پایان جنگ است.

» حجم: 0.28 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 41.81 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 25

   + بهنامترین ; ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٩
comment نظرات ()