کتابستان

بیشعوری

دنیا را نجات بدهید: بیشعوری

خاویر کرمنت، مترجم: محمود فرجامی، 1390.

.
امان از وضعیت مفتضح چاپ کتاب در ایران! از یک سو، نویسنده‌ای شش هزار صفحه از نوشته‌هایش در ارشاد بلاتکلیف است و کسی هم جواب‌گو نیست، و از طرفی دیگر با برخی از مترجمین و نویسنده‌گان رفتارهای تاسف‌آوری می‌شود. مثل همان رفتاری که اداره‌ی کتاب با محمود فرجامی، بر سر چاپ کاغذی کتاب «بیشعوری» کرده، که خودش در مقدمه توضیح داده است. (خودتان بخوانید و به‌قول فرجامی ازش جوک بسازید!) اما کتاب «بیشعوری» غیر از این‌که سرنوشت‌اش در اداره‌ی کتاب، طنزآلود و غم‌انگیز است، محتوایش هم چنین حال و هوایی دارد. کتاب درباره یک‌جور بیماری‌ست. «بیشعوری» از نگاه نویسنده، توهین و فحش نیست. یک بیماری ست که باید به فکر درمان‌اش بود. اما گمان نبرید که نویسنده‌ی کتاب رفته است بالای کرسیِ استادی، و به نصیحت دیگران مشغول شده است، نه! خاویر کرمنت در ابتدای کتاب، بزرگ‌ترین اعتراف زنده‌گی‌اش را می‌نویسد: او خود یک بیشعور بوده است!
کرمنت از راهی تجربی و عملی برای درمان بیشعوری حرف می‌زند، و اما بیشعوری دقیقاً یعنی چی؟ کرمنت انجام رفتارهای آزاردهنده‌ی اجتماعی را مصداق بیشعوری می‌داند. مثلاً اگر کسی زباله‌اش را در جوی آب می‌ریزد در حالی که سطل زباله فقط چند متر جلو تر از او ست، مبتلا به بیماری بیشعوری ست. (این مورد را به تعداد موهای سرم در خیابان دیده‌ام.) و اما حرف مهم‌تر کرمنت درباره‌ی درمان این بیماری ست که با تجربه‌ی شخصی خودش شروع می‌شود و در ادامه با تجربیات دیگری ادامه پیدا می‌کند.
لحن پُرطنزِ کرمنت و مضمون جذابِ کتاب، «بیشعوری» را کتاب جالبی نشان می‌دهد. کتاب را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید. به صفحه‌ی شانزده از کتاب هم دقت شود!

   + بهنامترین ; ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٥
comment نظرات ()